سیاسی . تاریخی
کامل ترین زین در عرصهي گیتی، زیباترین زن و فاخرترین شهبانو، شگفت انگیزترین بانوی عالم هستی! . بانویی کهشاعران از وصف تون ناتوانند و نهایت آمال و آروزی خیال پردازان است . - تئوفیل گوتیه - 1845


نویسنده :

تعداد بخشها:
7

گردآوری شده در :
1999 میلادی

نوشته شده توسط:
ستایش سعادتی

کلئوپاترا در سال ۶۹ یا ۷۰ پیش از میلاد در اسکندریه به دنیا آمد و دختر بطلمیوس دوازدهم (ملقب به «آولتس» به معنای «نوازنده نی») بود. بطلمیوس دوازدهم از سال ۸۰ پیش از میلاد تا هنگام مرگش در سال ۵۱ پیش از میلاد بر مصر حکومت کرد. پدر کلئوپاترا در وصیتنامه خود، مصر را به طور مشترک به او و برادر کوچکترش، بطلمیوس سیزدهم، سپرد. کلئوپاترا که در آن زمان حدود ۱۸ سال داشت، به عنوان حاکم ارشد، قدرت را به دست گرفت و نام برادرش را از اسناد رسمی حذف کرد. این اقدام خشم مشاوران درباری و خود برادرش را برانگیخت. در سال ۵۰ پیش از میلاد، با توطئه گروهی از درباریان به رهبری «پوتینوس» (وزیر دارایی)، کلئوپاترا از قدرت خلع و مجبور به فرار به سوریه شد.کلئوپاترا در تبعید دست به کار جمعآوری ارتشی زد تا تاج و تخت از دست رفته را بازپس گیرد. در سال ۴۸ پیش از میلاد، او با سپاهیانش به مصر بازگشت و در مرزهای شرقی کشور، در منطقهای به نام پلوزیوم، با نیروهای برادرش روبرو شد.

تاریخنویسان بر این باور هستند که کلئوپاترا به زبان بومی قبطی نیز صحبت میکرد و بهراحتی متون هیروگلیف را میخواند. کلئوپاترا بیشتر از اینکه زیبا باشد، زیرک بود و تسلط کافی به زبانهای ملتهای همسایه داشت
در همین زمان، جنگی داخلی در روم میان ژولیوس سزار و پومپه (فرمانده مشهور رومی) درگرفته بود. پومپه که از سزار شکست خورده بود، به مصر گریخت اما به دستور مشاوران بطلمیوس سیزدهم کشته شد. چند روز بعد، خود سزار برای تعقیب پومپه به اسکندریه (پایتخت مصر) وارد شد و در کاخ سلطنتی اقامت گزید . کلئوپاترا که در تبعید به سر میبرد، با هوشمندی تمام دریافت که تنها با جلب حمایت سزار میتواند تاج و تخت خود را پس بگیرد. به همین دلیل، نقشهای جسورانه کشید. او در حالی که درون قالی بزرگی پیچیده شده بود، مخفیانه وارد کاخ شد و خود را به سزار رساند. این ملاقات مخفیانه، سزار ۵۲ ساله را شیفته کلئوپاترا ۲۱ ساله کرد. این دو نه تنها به متحدانی سیاسی، بلکه عاشقانی رازآلود تبدیل شدند. سزار با حمایت از او، دستور بازگشت کلئوپاترا به تاج و تخت را صادر کرد. این تصمیم باعث آغاز جنگ اسکندریه (از سپتامبر ۴۸ تا ژانویه ۴۷ پیش از میلاد) میان نیروهای سزار و کلئوپاترا از یک سو و سپاهیان بطلمیوس سیزدهم و خواهر کوچکترشان، آرسینوههی چهارم، از سوی دیگر شد.

با نگاهی به اسناد تاریخی که کلئوپاترا را به تصویر کشیدهاند شاهد آرایش غلیظ چشمها خواهید بود.این آرایش که ظاهر زیبایی به ملکه مصر داده بود درواقع برای زیبایی نبود و با هدف محافظت چشمان نافذ کلئوپاترا استفاده میشد.
جنگ داخلی مصر در اوایل سال ۴۷ پیش از میلاد و در نبرد نیل به اوج خود رسید. در این نبرد، نیروهای متحد روم و کلئوپاترا توانستند ارتش بطلمیوس سیزدهم را شکست دهند. بطلمیوس سیزدهم در حین فرار از صحنه نبرد، در رود نیل غرق شد و آرسینوههی چهارم نیز تبعید گردید.پس از این پیروزی، سزار کلئوپاترا را به طور رسمی بر تخت سلطنت مصر نشاند. او برای حفظ ظاهر و طبق سنتهای مصریان، با برادر کوچکتر دیگرش، بطلمیوس چهاردهم، ازدواج کرد. کلئوپاترا پس از بازگشت به قدرت، در ژوئن ۴۷ پیش از میلاد، پسری به نام بطلمیوس پانزدهم (معروف به سزاریون یا «سزار کوچک») به دنیا آورد.

حاکمین مصر باستان رسم داشتند خودشان را در ذهن مردم خداگونه جلوه دهند. کلئوپاترا نیز که از هوش و ذکاوت بالایی برخوردار بود خودش را الهه ایزیس جدید میخواند.این الهه یکی از محبوبترین خدایان مصر باستان بود و بهعنوان مظهر طبیعت و ازدواج شناخته میشد.
روزها و ماهها گذشت. سزار در اولین وصیتنامهاش – همان که پیش از به دنیا آمدن سزاریون کوچک نوشته بود – برادرزادهاش اکتاویان را وارث خود خوانده بود و سهمی برای پسر کلئوپاترا قائل نشده بود. اما دو سال بعد، همه چیز دگرگون شد. کلئوپاترا با آن چشمان آتشین و رفتاری افسونگر به رم آمد و سزار این بار نه از روی سیاست، که از ته دل عاشقش شد. همان روزها بود که سزار وصیتنامهی تازهای نوشت و در آن، تمام تاج و تخت خود را به سزاریون و مادرش، ملکهٔ مصر، بخشید. اما سرنوشت بازی دیگری در آستین داشت. روزی که سزار به تالار سنا رفت، بیست خنجر همزمان به پیکرش فرود آمد و خونش روی سنگهای سرد جاری شد. در میان آن همه خیانت و فریاد، مارک آنتونی خود را به اوراق وصیتنامهها رساند. دستهایش میلرزید. وصیت دوم را خواند؛ همان که سزاریون را وارث روم و یونان میدانست. آنتونی لحظهای درنگ کرد، بعد با چشمانی پر از اندوه، آن کاغذها را آتش زد. نه از روی دشمنی با کلئوپاترا، بلکه چون خوب میدانست مجلس سنای روم با ملکه مصر بیبهره از کینه نیست و اگر این وصیتنامه برملا میشد، رم در آتش شورش و هرجومرج میسوخت. آنتونی وصیت نخست را باقی گذاشت و نام اکتاویان بر تارک قدرت نشست.

جالب است بدانید گفته میشود زمانی که کلئوپاترا عازم اولین دیدار خود با مارک آنتونی بود مقدار زیادی عطر روی ناوگان کشتیهای خود ریخت تا اطمینان خاطر حاصل کند که باد، بوی خوش حضور کلئوپاترا را به مشام مارک آنتونی خواهد رساند.
اولین دیدار افسانهای کلویوپاترا و مارک آنتونی که حالا قدرت رم را دست داشت، در شهر تارسوس رخ داد؛ صحنهای رویایی و چشمگیر. کلئوپاترا در کجاوهای مجلل و شاهانه از راه رسید تا با تمام ثروت و شکوهش، مرد رومی را مبهوت کند. اما درست مانند سالها پیش و همان ملاقات نخست با سزار، این برخورد نیز به سرعت به عشقی آتشین و پرشور بدل شد. آنها چون زوجی عاشق به اسکندریه بازگشتند و در زمستان ۴۱ تا ۴۰ پیش از میلاد، پیوندشان را بیش از پیش عمیق کردند.سال ۴۰ پیش از میلاد، کلئوپاترا دوقلوهای مارک آنتونی را به دنیا آورد: اسکندر هلیوس و کلئوپاترا سلنه. سپس در سال ۳۷ پیش از میلاد، آنتونی آشکارا با کلئوپاترا ازدواج کرد. این کار بیپرواترین چالش با آداب و رسوم رومی بود.آخرین رابطه عاشقانه کلئوپاترا با مارک آنتونی رقم خورد؛ همان سردار وفادار و مورد اعتماد ژولیوس سزار که یکی از چهرههای برجستهٔ گروه سهگانهٔ قدرتمند دوم به شمار میرفت. کلئوپاترا به خوبی نفوذ سیاسی و نظامی آنتونی را درک میکرد. پس از این فرصت سود جست تا هم آیندهٔ پادشاهیاش را بیمه کند و هم جایگاه خود را مستحکمتر سازد.

توانایی او در ایجاد اتحادهای استراتژیک، درک او از سیاست روم، و تلاش های او برای حفظ استقلال مصر، نقاط قوت او را به عنوان یک حاکم در دنیای پیچیده سیاست باستان برجسته می کند.
این ازدواج رسوایی سیاسی دیگری در رم برپا کرد؛ چرا که آنتونی ناچار شد همسر رومی خود، اکتاویا را طلاق دهد. این اقدام، خشم اکتاویان را برانگیخت. اکتاویان از این فرصت سود جست تا آنتونی را در چشم مردم روم، خائنی بزرگ نشان دهد. از آن پس، جایگاه آنتونی در رم روزبهروز تضعیف شد. فشار از هر سو بر او افزایش مییافت و ازدواجش با ملکهٔ مصر به نقطهٔ کانونی همهٔ توطئههای سیاسی روم تبدیل گشت. سرانجام، درگیری میان آنتونی و اکتاویان به نبرد دراماتیک آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد انجامید. در آنجا، نیروهای ترکیبی کلئوپاترا و آنتونی چنان شکستی خوردند که دیگر هیچ راه برگشتی نبود.

اگر اهل تاریخ باشید حتماً بهخوبی میدانید که در اروپا و خاورمیانه در زمانهای قدیم ازدواج با محارم در میان فرمانروایان رسم بوده است و در افسانههای مصر، خدای اوزیریس که خدای عالم اموات و داور مردگان است با خواهر ازدواج کرده بود تا خلوص خون خدایان در خانوادهشان حفظ شود.به همین دلیل فراعنه مصری نیز برای حفظ پاکی و خلوص خون خاندان خود با محارم ازدواج میکردند.
اکتاویان حلقه محاصره را تنگ میکرد. در این میان، کلئوپاترا از ترس اسارت در آرامگاهی پنهان شد و شایعه مرگ خود را فرستاد. آنتونی که خبر دروغین را شنید، دنیا در چشمانش تیره شد. فریاد زد: «کلئوپاترا! بدون تو زندگی چه ارزشی دارد؟» شمشیر را از نیام کشید و به شکم خود فرو کرد. وقتی فهمید هنوز زنده است، خواست تا او را پیشش ببرند. خود را خونآلود به آغوش کلئوپاترا رساند. ملکه با موهای پریشان بر او افتاد، صورتش را بوسید و گریست. آنتونی در آخرین لحظه چشمانش را گشود، نگاهی به او انداخت و با لبخندی جان داد. کلئوپاترا نیز پس از چند روز، مار زهرآگینی در سبد انجیر پنهان کرد و با گزیدن آن به زندگی خود پایان داد تا در مرگ نیز از معشوق جدا نیفتد. بدینسان سلسله بطلمیوسی مصر برای همیشه برچیده شد و روم بر تخت جهان نشست.

پلو تارک، تاریخنویس یونانی که در سال ۷۵ بعد از میلاد مسیح کتابی با نام «زندگی آنتونی» نوشت، در این کتاب تأکید داشت که کلئوپاترا زیبایی چشمگیری نداشته اما شخصیت بسیار قوی و جذاب داشت که هیچ مردی یارای مقاومت در برابر او را نداشته است.
بله، کلئوپاترا هفتم (۶۹–۳۰ قبل از میلاد) یک شخصیت تاریخی واقعی بود. او آخرین فرعون مصر باستان از دودمان بطلمیوسی بود. با این حال، بسیاری از داستانهای معروف درباره او — مانند غلتیدن در فرش یا نیش مار سمی — جنبه افسانهای دارند و در منابع تاریخی قطعی اثبات نشدهاند. زندگی واقعی او شامل مبارزات سیاسی، روابط با ژولیوس سزار و مارک آنتونی، و تلاش برای حفظ استقلال مصر در برابر روم بود.
روایتهای مختلفی از زندگی کلویوپاترا وجود دارد: - منابع رومی (تاریخنگارانی مانند پلوتارک و دیون کاسیوس): او را اغلب به عنوان زنی اغواگر و خطرناک برای روم توصیف میکنند. این روایت تحت تأثیر پروپاگاندا سیاسی اکتاویان (بعدها آگوستوس) بود. - منابع مصری و یونانی: کلئوپاترا را به عنوان فرمانروایی باهوش، تحصیلکرده و محبوب مردم نشان میدهند. او به چندین زبان مسلط بود و در علوم، فلسفه و سیاست تبحر داشت. - روایت مدرن (فیلمها، رمانها و تئاتر): بر زیبایی افسانهای و روابط عاشقانه او تأکید میکند، در حالی که بسیاری از جنبههای سیاسی و تواناییهای مدیریتی او را نادیده میگیرد.
برخلاف تصور رایج، منابع تاریخی کهن تأکید میکنند که کلئوپاترا از نظر فیزیکی بهطور استثنایی زیبا نبود. پلوتارک، مورخ یونانی، مینویسد که زیبایی ظاهری او 'غیرقابل مقایسه' نبود، بلکه جذابیت شخصیتی، هوش سرشار، شیرینی کلام و توانایی سخنوری او بود که دیگران را مجذوب میکرد. او صدایی دلنشین و حضوری کاریزماتیک داشت. بنابراین، 'زیبایی گیرا' او بیشتر به جذابیت فکری و شخصیتی برمیگشت تا ویژگیهای فیزیکی خارقالعاده.
بر اساس منابع تاریخی، کلئوپاترا یکی از باسوادترین فراعنه مصر بود و به حداقل ۹ زبان صحبت میکرد: مصری، یونانی، لاتین، عبری، آرامی، عربی، سوری، مادی و پارتی. نکته قابل توجه این است که او اولین فرعون از دودمان بطلمیوسی بود که زبان مصری را آموخت؛ چرا که فراعنه پیش از او فقط به یونانی سخن میگفتند.
کلئوپاترا پس از شکست مارک آنتونی از نیروهای اکتاویان (آگوستوس آینده) و خودکشی آنتونی، تصمیم گرفت اسیر رومیان نشود. بر اساس مشهورترین روایت، او در ۱۲ اوت ۳۰ قبل از میلاد با گزیده شدن توسط یک مار سمی (کبری یا آسپ) خودکشی کرد. برخی مورخان نیز احتمال میدهند که او سم را در یک پماد یا ابزار نوکتیز (مانند سنجاق سر) پنهان کرده باشد. منابع رومی ادعا میکنند که او در آرامش و با لباسهای سلطنتی درگذشت.
تا امروز (۲۰۲۶)، آرامگاه کلئوپاترا و مارک آنتونی هنوز به طور قطعی کشف نشده است. باستانشناسان معتقدند این آرامگاه احتمالاً در منطقه "تابوزیریس مگنا" (ابوسیر امروزی) در شمال مصر، در نزدیکی اسکندریه قرار دارد. کاوشها در این منطقه همچنان ادامه دارد و هر چند سال یک بار اکتشافات جدیدی گزارش میشود، اما هنوز هیچکدام به کشف قطعی آرامگاه کلوئوپاترا منجر نشده است.
پیشنهاد ها




خبرنامه
برای داشتن جدید ترین داستانها عضو شوید

Ⓒ 1405 تمام حقوق محفوظ است