
گاهی دیو، دلبر میشود... گاهی دلبر، دیو
از کهنترین افسانههای ایران باستان تا زخمهای تازهی همین امروز
روزی روزگاری، در اسطورههای ایران باستان و حماسههای دورترین فرهنگها، عشق بود. اما نه آن عشق رؤیایی و آسان. عشقی که در آن، معشوق گاهی چون دیو هراسناک میشد، گاهی چون دلبر جانان. عشقی که مرز بین نجات و نابودی را محو میکرد.

ما تو «دیو یا دلبر» دقیقاً همین مسیر رو رفتیم. از اون عشقهای افسانهای قدیم شروع کردیم؛ زال و رودابه، بیژن و منیژه، ویس و رامین، حتی اون ور آبها کوریدیس و اروس، لیلا و مجنون، هلن و پاریس. بعد یواش یواش پرده رو کنار زدیم تا رسیدیم به عشقهای خودمون، همون عشقهای امروزی، همین الان، همین دور و برمون.
تو هر قصه یه حقیقت رو فریاد زدیم:
گاهی دیو توی لباس دلبر ظاهر میشه. گاهی دلبر اونقدر زخم میخوره که خودش میشه دیو. و گاهی هر دوشون برا همدیگه دیو هستن. اما ماجرا اینجا تموم نمیشه!
بعد از هر قصه، با کمک بهترین روانشناسا، شخصیت قهرمانها و ضدقهرمانها رو زیر ذرهبین میبریم. میبینیم چرا آدمی که عشق میورزه، گاهی بدترین رفتارها رو داره. چرا ترس و عشق توی یه رگ خوابیدن. و چرا گاهی موندن خیلی ویرونتر از رفتنه.

هدفمون فقط یه چیزه:
بهت کمک کنیم مرز «دیو» و «دلبر» رو تو رابطت بهتر ببینی. نه قضاوت میکنیم، نه نصیحت تکراری. فقط روایت میکنیم، تحلیل میکنیم، و یه آینه میذاریم جلوت. توی اون آینه خودت میبینی کدوم سمتی: سمت دیو یا سمت دلبر؟ چون گاهی سختترین کار اینه که توی آینه نگاه کنی – نه برا اینکه ببینی دوست داری چی باشی، برا اینکه ببینی واقعاً چی هستی.
خبرنامه
برای داشتن جدید ترین داستانها عضو شوید

Ⓒ 1405 تمام حقوق محفوظ است